قهرمان ميرزا عين السلطنه
6855
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سردار سپه و قم گفتند سردار سپه قبل از حركت قم سران سپه را در سعدآباد خواست ، گفت بايد به جبر و عنف كار را پيش برد . حضرات سكوت كردند . اصرار در جواب كرد گفتند صلاح نيست . آن بود قم را پيش پايش گذاشتند . در اينكه قشون همراه نيست شكى باقى نمانده . روز عيد نوروز در سربازخانهء فوج پهلوى كه تمام صاحبمنصبان حاضر [ بودند ] و حضور داشتند اقدامات خود را در ترتيب و نظم قشون و امنيت مملكت گفت و بعد اظهار داشت با اراده و اوامر من بايد همراهى كنيد ، يك نفر جواب نداد . گفتههاى خالصىزاده خالصى به مسجد آمد . جمعيت كثيرى كه نظير آن كمتر بلكه هيچ ديده نشده بود مجتمع و حاضر بود ( ديشب اعلاميهاى جريدهء « سياست » منتشر كرد كه مجلس در چهارشنبه نه سرى نه علنى منعقد نخواهد شد ، رفت براى چهارده عيد ) . ماحصل گفتهاش اين بود : به واسطهء اهمال و مسامحه مىخواهند مسلك جمعيت و عقايد ما را متفرق سازند و امكان عقلى ندارد . هر صد نفر ، هر طبقه يك نماينده همه روزه در مسجد روانه دارد و سايرين تا مجلس مفتوح نيست مشغول كسب و كار خود باشند و به محض آنكه مجلس افتتاح شد تعطيل عمومى شود . وضع قم مدير صنايع جواهرى از آن هوچيهاى نمرهء اول مشروطه و تا چند سال قبل ، كه اينك پشيمان و تائب شده است قم رفته بود امروز ديدن ما آمد . گفت قم كربلا و روز عاشورا بود . ميرزا عبد اللّه همه روزه وعظ مىكرد . شعر آخوند و فجر عارف و دروغهاى جرايد را توضيح مىداد . آقايان تحريم كردهاند . سردار سپه را كلب و خنرير مىگفتند . ضجه و نالهء مردم بلند ، اسم جمهورى را اگر كسى به زبان مىآورد كافر بود . امكان ندارد سردار سپه را علما پذيرائى كنند و راه بدهند . شهرت دارد اصفهان ، كرمانشاه ، تبريز همه بر هم خورده است . تا رفتيم نفس راحت بكشيم اين حوادث و بىنظمى شروع شد . بر پدر مفسد ، بر پدر طماع ، بر پدر تدين ، رهنما مدير « ايران » ، دبير اعظم « 1 » و هركس اين راه را پيش پاى اين مرد ارجمند بزرگ گذاشت لعنت و تا ابد نفرين باد .
--> ( 1 ) - در اصل دبير حضرت .